تبلیغات
"/> موج جنون
موج جنون
سروده های شاعری غریب به نام موج (insta ID:m.o.oj.e.j.o.n.o.o.n)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

ای کاش گرما در تنت باشد

تا لحظه ی آوار برداری

نبض و نفس هایت کمی گنگ اند

یک روز شد لِه زیر آواری

یک آن تمام شهر ویران شد

کابوس لرزش بود و بیداری

انقدر دیر از خانه دل کندیم

تا برنیامد از کسی کاری

من را از آن وحشت در آوردند

زخمی ، گروهی از پرستاری

گفتم تمام هستیم آنجاست

گفتم کمک ، آخر به اصراری

دنبال جسمت جست وجو کردند

پیدا شدی ،این آخرین باری

می شد که چشمان تو را دیدم

دیگر نفهمیدم چه شد آری

تو ماندی و سرما و خونریزی

من ماندم و حس خودآزاری

باید پتو روی تو بندازند

من داغ داغم ، از غمت جاری

تختم ،جهازم ، هستیم کلاً

در خاک مدفون ماند و انگاری

دار و ندار کل دنیامان

شد دود تلخ زیر سیگاری

آن یادگاری هایمان با هم

جا شد تماماً پشت یک گاری

من نو عروس خانه ات بودم

اسم مرا در خاطرت داری

موج

تسلیت به مردم داغ دیده ی کرمانشاه





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،عشق،شعر،زلزله،آوار،کرمانشاه،ویرانی، لرزه،
لینک های مرتبط :
جمعه 26 آبان 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

گاهی اگر دیوانه ام بودی

از دور قلبم را تماشا کن

با هر دلیلی دیده برگردان

حست به من را باز حاشا کن

من موج آغازین طوفانم

بغض مرا در ساحلت جا کن

با من اگر از مرگ ترسیدی

خب پشت بر من رو به دریا کن

محتاج قدری بوسه ام بانو

در من به زور عشق بلوا کن

ترکم مکن با یاس می میرم

هی با دلم امروز فردا کن

جایی میان گیسویت ماندم

راه مرا با اشک پیدا کن

من بند پایان غم شعرم

از من دو خط دلشوره معنا کن

معنای مستی را نمی دانم

در گوش من با گریه نجوا کن

دادم بزن در کوچه ها گاهی

دل را به جرم عشق رسوا کن

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،شعر،عشق،طوفان،تماشا،حاشا،
لینک های مرتبط :
شنبه 20 آبان 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

داری خیانت می کنی اما

عین خیالت نیست خوشحالی

فک می کنی اصلا حواسم نیس

تو خوبی و من بد رقم عالی

اما من از قلب تو می دونم

می فهمم این روزا یه بیماری

هر کی بخواد آغوشتو واسش

یه گوشه ی دنجش رو میذاری

پیش من انقد ساکت و سردی

پیش غریبا تند و بارونی

انگار من بیچاره رو تنها

یه وصله ی بدجور می دونی

جای رژت روی لباسش هست

باور ندارم تازه و پاکی

وقتی بگم داری عوض میشی

میگی به جز تو عاشقم با کی؟؟

دیدم تنت چفت تنش میشه

دیدم چه جوری عاشقش بودی

چشمات همه حرفاتو لو میده

پشت نقاب عینک دودی

موج





نوع مطلب : ترانه های عاشقانه، 
برچسب ها : موج،ترانه،خیانت،عشق،رژ،
لینک های مرتبط :
شنبه 13 آبان 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

تو عازم کرب و بلایی پس نمی فهمی

حسرت برای دیدن صحن حرم دارم

حالا که سرخوش میرسی تا وصل دلدارت

باید نفهمی از جدایی ها چه غم دارم

یک لحظه از حال مرا گویی نمی دانی

با خود نمی گویی حرم را سخت کم دارم

نوبت به من هم می رسد این را یقین دارم

آنجا که تنها میروی من هم صنم دارم

من هم خوشم در جا نمازم ، مُهر اربابست

با خاک آنجا فاصله چندین قدم دارم

با دیدن عکس ضریحش راضیم اما

این حال زیبا را فقط زیر علم دارم

تنها نه اینجا ذکر هر روزم حسین است

این ذکر را بر لب مداوم تا عدم دارم

هر بازدم را شاکرم تا از تو دم گیرم

میل تنفس در هوایت را به دُم دارم

هم مادرم اسم تو را در گوش من خوانده

هم من به روی اسم تو میل قسم دارم

من عهد بستم تا ابد دیوانه ات باشم

تا شاعرم اسم تو را پای قلم دارم

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،عشق،شعر،کربلا،عازم،اربعین،حسین،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 آبان 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

تا تو ای خورشید عالم از پس ابر آمدی

خواب از چشم ترِ لبریز مستانت پرید

تابش بَدر رُخَت آن قَدر بی همتاست که

پیش ماه روی تو مهتاب گردد ناپدید

قلب های زنگی نامردمان شهر ما

باز هم سمت هوای کوی عشقت پر کشید

مدتی جان ها به غفلت ساکن و آرام بود

مژده آمد عاشقان عمر جدایی سر رسید

دیدم از وقت سحر پیوسته با باد صبا

رازها گفتی و آمد سوی دلداران دمید

گوش می دادم ملائک از جنون دم می زدند

قلب عرش از دیدن چشمان تو خوش می تپید

جرعه ای از چشم هایت عاشقان را می کُشد

ای خوش آن یاری که طعم مسخ وصلت را چشید

هر که محروم از هوای دیدنت با دیده شد

حسرتش افزوده شد لب زیر دندان می گزید

من نه آنم کز تو خواهم رو نمایی پیش من

من نه آن قدرم که گویم از گناهم بگذرید

آمدم اینجا بگویم ، حضرت صاحب زمان

رو سیاهی غرق جرمم قلب من را می خرید؟؟

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،عشق،شعر،مذهبی،انتظار،جمعه،مهدی،منجی،ظهور،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 آبان 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

شطرنج بازی می کنی با من؟؟

شاهم که باشی با تو می بازم

باید وزیرت باشم اما نه

من پیش تو سربازِ سربازم

من هر کجای جبهه ات باشم

چون اسب وحشی تا تو می تازم

یا مدتی محو تو می مانم

رُخ می شوم در جای آغازم

اما نه شاید فیل بهتر بود

اما نه حیف از بال پروازم

می خواهم اصلاً عاشقت باشم

یک مهره ی دیوانه می سازم

جای سفید و مشکی صفحه

چشمم، دلم ، میدان ابرازم

شد شد نشد بازی تمام عشقم

باید به چشمانت بپردازم

من شاعر مست تو می مانم

تا خو کنی با شعر و آوازم

تا کودتایی در دلت باشم

تا با خبر باشی کم از رازم

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،شعر،عشق،شطرنج،شاه،وزیر،سرباز،فیل،رُخ،اسب،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 4 آبان 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

با لگد می زنم زیر بخت خودم

داد می زنم دوباره بچه شدم

و درست لحظه ای که بی جانم

روح میدمد کسی به کالبدم

انقدر سبک شدم گویی

که تولد شدم من از آغاز

بی هوا صدای مادر من

می برد مرا به قبلم باز

آن زمان ها به جز زبان دلم

از جهان معنی ای نفهمیدم

انقدر غصه هست، یادم نیست

آخرین دفعه ای که خندیدم

بعد مادرم ؛ تو را دیدم

و نشد قلبم از نگاهت رد

اولین کسی شدی ، که رسید

و به اسم خودم صدایم زد

تو ندیدی دلی که اهلی بود

به چه شوقی ز دیدنت سر کرد

تو سرودی که دوستم داری

دل من مرد بود و باور کرد

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،شعر،عشق،بخت،تولد،بچه،مادر،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 آبان 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

هم عاشقم ، هم دوستِت دارم

هم واسه دوری از تو بیزارم

هر بار میگم مال من میشی

هر بار میری ، بد طلبکارم

هم با نگاه تلخ تو جورم

هم از خیال عشق تو دورم

وقتی که میری مضطرب میشم

تنها به گریه میرسه زورم

هم با دلت بدجور درگیرم

هم از هوای سرد تو سیرم

وقتی به ظاهر بی تو آرومم

هر لحظه دارم بی تو می میرم

هم پای عهدم با دلت هستم

هم چشممو از دیدنت بستم

از اینکه غرق حس تردیدم

از پیش تو تنها شدن خستم

هم مست تو مجنون مجنونم

هم با تو بدجوری زمستونم

قلبت اگه محو یکی دیگس

دستاتو بردار از سرِ شونم

موج





نوع مطلب : ترانه های عاشقانه، 
برچسب ها : موج،عشق،ترانه،عاشق،بیزار،پارادوکس،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 آبان 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

یادت می آید قول می دادی

بعد از جدایی ، باز برگردی

حالا رها کردن،گناهت نیست

با قلب یک شاعر بدی کردی

یادت می آید من همان مَردم

که عشق از او این مبتلا را ساخت

آری همانم ، بی نوایی که

پای نگاهت ، هستیَش را باخت

درد گذشته ، مدتی کم شد

زخمش هنوزم در دلم باقیست

آن شاعری که رام و ساکت بود

حالا جوانی سرکش و یاغیست

آن خاطرات کهنه را جایی

در خلوتش بدجور سوزانده

از آن همه عشقی که می گفتی

تنها فقط یک جرعه جا مانده

دیگر شبیه آرزویت نیست

نه ، آنقدر عاشق که می دیدی

درگیر رویای خودت بودی

دیوانه ات پَر زد ، نفهمیدی

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،عشق،شعر،شاعر،یاغی،زخم،درد،گذشته،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 مهر 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

این پیکر بی جان و ، بی داعیه عباس است

اینگونه نبینیدش هم پای علی شیر است

این ساقی خوش پیمان، مردی است که در میدان

جسمش هدف نیزه ، مشکش هدف تیر است

یک جرعه ننوشیده ، روی از همه پوشیده

چون شرم حرم دارد ، از آب روان سیر است

چندین نفر و یک تن ، ترسم بزند دشمن

بر فرق سرش تیغی، حالا که سرش زیر است

دیری است که می داند ، تا خیمه نمی ماند

تا مشک به لب گیرد ، تا آب بَرَد دیر است

زُ امید دل ساقی ، ماندست کمی باقی

فریاد برآورده ، این لحظه ی تقدیر است

در معرکه پیچیده ، فریاد برادر جان

دریاب برادر را ، اینجا ته تفسیر است

آن قدر وفاداری ، پنهان شده با جانت

تا حرف وفا آید ، با اسم تو زنجیر است

یک بار شنیدم از ، پیری که چنین می گفت

دانید چرا سقا صد پاره ز شمشیر است؟؟

((دستش به زمین افتاد تا دست بگیرد از

هر کس که به نومیدی از غصه زمین گیر است))

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،شعر،عشق،عباس،مشک،سقا،ساقی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 مهر 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

در آینه خود را نمی بینم

بین من و او سخت توفیر است

شاید خودم باشد ولی قطعا

او هم جوانی از جنون پیر است

در آینه خود را نمی بینم

ته مانده ای از بودنت اینجاست

شاید از آن قسمت که من مُردم

اما تویی واضح درم پیداست

در آینه خود را نمی بینم

اصلا منی از من مگر مانده؟

از آن منی که سال ها خود را

در پیش چشمان تو سوزانده

در آینه خود را نمی بینم

تصویر این بیگانه دلگیر است

با غم به من زل می زند گاهی

او هم خودش از زندگی سیر است

در آینه خود را نمی بینم

دیوانه ای اینجاست صد سال است

مو های من مشکی تر از اینند

مو های این شاعر چرا زال است؟؟

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،شعر،عشق،عاشقانه،آینه،شاعر،زال،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 مهر 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

به رویا می مانَد

بی کران آسمان نگاهت

پری وار در عرشه دل

نشسته بودی و می راندی

کشتی وجودم را سمت

دلبستگی های بیشتر

و من آن لحظه که

گیسو در باد رها کردی

شیفته ی بادبان های بلند شدم

و آن لحظه که طلایی گیسوانت

زیر نور خورشید می درخشید

طلای ناب عشق را لابلای

گنجینه ی هزار توی گیسوانت

جست و جو کردم

آه ناخدای قلبم نمی خواهی

هوای سفر کنی

دلم از این آدم ها

این کوچه ها گرفته است

مرا به بی کرانه ی

خلیج پارسی تنت

به قدر دو ثانیه غرق شدن

مهمان کن

موج





نوع مطلب : دلنوشته های عاشقانه، 
برچسب ها : موج،عشق،دلنوشته،ناخدا،کشتی،خیلج،پارس،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مهر 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

مثل آهنربا شده ایم

گاهی متفاوت می شویم

و هم دیگر را جذب میکنیم

مثلا من جذب زیبایی تو می شوم

مثلا تو جذب غرور من

و گاهی همنام می شویم

و از هم دور

مثلا تو یادت می رود اسم مرا

مثلا من یادم می رود

علت فاصله ها را

ای تف به مغناطیس

که قطب های همنام

همدیگر را دفع میکنند .....

موج





نوع مطلب : دلنوشته های عاشقانه، 
برچسب ها : موج،عشق،شعر،مغناطیس ،دفع،جذب،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 19 مهر 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

رد تماس های من از نیمه شب که هیچ

از گوشیم ، که زنگ نمی خورد ، بگذریم

از قلب پاره پاره و بی تابِ عاشقم

کز آسمان و خاک ، بد آورد ، بگذریم

از گرمی نگاه من ، از سردی دلت

از شوق ما، که با گِله می مُرد ، بگذریم

از رفتنت ، که لحظه ی آخر بدون فکر

اشک مرا به دفترم اَفشُرد ، بگذریم

از دیدنت کنار کسی که خودم نبود

خندیدنت ، که سخت دل آزرد ، بگذریم

از انعکاس دست تو در دست های او

آن دست ها ، که سهم مرا بُرد ، بگذریم

از آن بتی که مثل خدا می پرستیَش

اما دلی به عشق تو نسپرد ، بگذریم

تقصیر من ، گناه تو یا کار غیر بود

اصلاً به قلب هر که که برخورد ، بگذریم

اینجا دلی شکست و کسی هم ندید ، هیچ

دور از تقاص جُرم و برآورد ، بگذریم

گیرم دوباره حق کسی خورده شد ، تمام

اینجا کسی نشسته دلش خُرد ، بگذریم

دار و ندار قلب مرا بُرد .....بگذریم

اینجا کسی نشسته دلش خُرد..... بگذریم

بگذریم.......

موج

برای شنیدن دکلمه به پیج اینستا مراجعه کنید:

Id:m.o.o.j.e.j.o.n.o.o.n





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،عشق،شعر،بگذریم،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 19 مهر 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)

آن دوره که مسجد پر از دردِ

اسلام مطلق بود هر کاشی

معراج مرد از دامن زن بود

شاید خدا می خواست زن باشی

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : شعر،دوبیتی،عشق،چادر،حجاب،معراج،زن،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 مهر 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)


( کل صفحات : 124 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

♥ دلنوشته های مردی عاشق فارغ از هر گونه تکلف ♥
{شعر ها تمامی سروده های من بوده و اگر کسی بدون ذکر منبع اصلی کپی کند کار او غیر قانونی است}
شاعری انتخاب من نبود تا چشمم به چشمانت افتاد تا به خود آمد شاعر بودم مگر می توان چشمان تو را دید و شاعر نشد.........
مدیر وبلاگ : محمد جواد ترکان(موج)
نظرسنجی
نظرتون راجع به شعرام چیه؟؟؟؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :