موج جنون
سروده های شاعری غریب به نام موج (insta ID:m.o.oj.e.j.o.n.o.o.n)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

در وصف علی همین کفایت

در سینه ی کعبه دیده وا کرد

بین همه پیروان ، محمد

او را به ولایتش جدا کرد

آن لحظه که در غدیر دین را

با دست خودش به او عطا کرد

دستان علی به دست احمد

در عالم عرش هم صدا کرد

وقتی در خیبر از تب افتاد

همراه اُحد خدا خدا کرد

در وصف علی همین کفایت

که مَسند و مُلک را رها کرد

انگشتر پادشاهیش را

در دستِ نداری گدا کرد

در وصف علی همین کفایت

یک فاطمه جان برش فدا کرد

در آتش کوره سر فرو برد

تا حق یتیم را ادا کرد

از شدت فقر تا به دل بست

سنگ از شکم علی حیا کرد

در وصف علی همین کفایت

که خانه ی عدل را بنا کرد

با گوشه ی چشم های خیسش

درد همه عاشقان دوا کرد

کس درد دل علی ندانست

چون ناله به چاه در خفا کرد

در وصف علی همین کفایت

در قلب برین جنون به پا کرد

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،شعر،عشق،غدیر،علی،ولایت،امامت،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 شهریور 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

♥ دلنوشته های مردی عاشق فارغ از هر گونه تکلف ♥
{شعر ها تمامی سروده های من بوده و اگر کسی بدون ذکر منبع اصلی کپی کند کار او غیر قانونی است}
شاعری انتخاب من نبود تا چشمم به چشمانت افتاد تا به خود آمد شاعر بودم مگر می توان چشمان تو را دید و شاعر نشد.........
مدیر وبلاگ : محمد جواد ترکان(موج)
نظرسنجی
نظرتون راجع به شعرام چیه؟؟؟؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :