موج جنون
سروده های شاعری غریب به نام موج (insta ID:m.o.oj.e.j.o.n.o.o.n)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

تا روسری از سر کشیدی باد وحشی شد

تا روسری بر سر کشیدی از تب افتادم

آن گیسوانی را که مخفی میکنی از من

من در هوای تارشان یک عمر جان دادم

فهمیده ای بی طاقتم با دیدن چشمت

حالا از این دیوانه ات هم دیده می پوشی

من عاشقت هستم به هر وضعی که در آیی

داری عبث تا مرز طردم سخت می کوشی

من با نگاهی ساده در بند تو افتادم

با چادری نازک مرا نادیده می گیری؟؟

حالا تصور کن که من را منصرف کردی

قلب مرا غافل نمودی با چه تدبیری؟؟

من گوشه ای از انحنای ابرویت هستم

در پیچ و تاب زلف هایت گنگ و لبریزم

هر بار شالی بین موهای تو می پیچد

چون برگ پاییزی به پایت بغض می ریزم

دنیایی از رویای من را زیر سر داری

دست مرا با مشتی از گیسو شبی پر کن

هر جا گره از روسری شل می کنی هستم

من را نسیمی لای موهایت تصور کن

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،شعر،عشق،شال،روسری،نسیم،گیسو،زلف،مو،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 آذر 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

♥ دلنوشته های مردی عاشق فارغ از هر گونه تکلف ♥
{شعر ها تمامی سروده های من بوده و اگر کسی بدون ذکر منبع اصلی کپی کند کار او غیر قانونی است}
شاعری انتخاب من نبود تا چشمم به چشمانت افتاد تا به خود آمد شاعر بودم مگر می توان چشمان تو را دید و شاعر نشد.........
مدیر وبلاگ : محمد جواد ترکان(موج)
نظرسنجی
نظرتون راجع به شعرام چیه؟؟؟؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :