تبلیغات
موج جنون - قاصدک
موج جنون
سروده های شاعری غریب به نام موج (insta ID:m.o.oj.e.j.o.n.o.o.n)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

ای بی کرانه در من و در شعر من به جا

ای جام سرخ لعل لبت بس ترانه خیز

معتاد خنده های پر از مستیت شدم

معتاد فال قهوه ی چشمت شدم عزیز

گاهی مرا به خانه ی قلبت روانه کن

گاهی برای من دو سه فنجان جنون بریز

می خواهمت بدون تو من زنده نیستم

می خواهمت نداری از این بوسه ها گریز

می خواهم عاشقانه بغل گیرمت ولی

افسوس شرم دارم از این چشم های هیز

تسلیم تاب گیسو و داغ تنت منم

بردار دشنه را و بزن قید این ستیز

تا می رسد به برق نگاهت نگاه ما

کم کن ز عشوه های نهانی و تند و تیز

نفرین مکن که از سر این عشق بگذرم

عاقل نمی شوم ،شده با زور صد مویز

باور نمی کنی مگر از سینه بشنوی

جز حسرت وصال تو در دل نمانده چیز

در آرزوی قاصدکی مانده ام که باز

با خود بیاورد خبری از دل تو نیز

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،شعر،عشق،قاصدک،مویز،عاقل،معتاد،قهوه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

♥ دلنوشته های مردی عاشق فارغ از هر گونه تکلف ♥
{شعر ها تمامی سروده های من بوده و اگر کسی بدون ذکر منبع اصلی کپی کند کار او غیر قانونی است}
شاعری انتخاب من نبود تا چشمم به چشمانت افتاد تا به خود آمد شاعر بودم مگر می توان چشمان تو را دید و شاعر نشد.........
مدیر وبلاگ : محمد جواد ترکان(موج)
نظرسنجی
نظرتون راجع به شعرام چیه؟؟؟؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :