موج جنون
سروده های شاعری غریب به نام موج (insta ID:m.o.oj.e.j.o.n.o.o.n)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

حالم از این دو لحظه که بدجور عاشقم

حالم از این زمانه که بدتر نمی شود

عاشق اگر ز مستی معشوق تب کند

حتی اگرچه مُرد ،نه ، باور نمی شود

گفتی برای شادی قلبم کمی بخند

گفتم ز من مخواه،که آخر نمی شود

لبخند بی تو مثل دروغی خیالی است

با بغض های چند برابر نمی شود

گفتند عاشقی نکنم چون برای مرد

معشوقه ای به پاکی مادر نمی شود

اما برای سینه ی پر درد عشق دوست

یاری شبیه حضرت دلبر نمی شود

گفتند منتظر مَنِشین تا زِ رَه رسد

گفتند زل نزن همه ، بر در ، نمی شود

من مست خانه زاد تو ام نازنین من

قلبم خمار غیر تو ساغر نمی شود

عمریست در هوای تو ماندم به حسرتِ

آسایشی که بی تو مُقَدَّر نمی شود

وقتی که بخت هست و تو بانوی خانه ای

چیزی شبیه چای سماور نمی شود

قلبی که با نگاه مست نجیبت گره زدی

در قلب هیچ شعله شناور نمی شود

باید ببینی ام که چه سان بی تو زنده ام

چشمی چو چشم من ز غمت تر نمی شود

موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،شعر،عشق،دلبر،باور،مادر،ساغر،تب،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

♥ دلنوشته های مردی عاشق فارغ از هر گونه تکلف ♥
{شعر ها تمامی سروده های من بوده و اگر کسی بدون ذکر منبع اصلی کپی کند کار او غیر قانونی است}
شاعری انتخاب من نبود تا چشمم به چشمانت افتاد تا به خود آمد شاعر بودم مگر می توان چشمان تو را دید و شاعر نشد.........
مدیر وبلاگ : محمد جواد ترکان(موج)
نظرسنجی
نظرتون راجع به شعرام چیه؟؟؟؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :