تبلیغات
موج جنون - کوثرِ مَه چهره
موج جنون
سروده های شاعری غریب به نام موج (insta ID:m.o.oj.e.j.o.n.o.o.n)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

این میخ که بی پرسش ، در پهلوی مادر رفت

تیغیست که آن دشمن ، بر فرق علی کوبید

یا شاید همان تیری ، باشد که حسینش را

دشمن به نشانی زد، بر سینه ی او خوابید

یا شاید همان زهری، باشد که حسن خورده

یا شام غریبی که ، زینب به خودش لرزید

یا هر چه ، چرا مادر؟ شب بار سفر بسته

ای مردم بیچاره ، از خویش نمی پرسید

این کوثر مه چهره ، این یاس جوان، پر پر

تنها گل احمد بود ، کورید نمی فهمید

جا دارد اگر حتی ، هر ثانیه جان بازم

از غربت آن اشکی ، که مادرمان بارید

انقدر غریبی که ، تابوت تو را حیدر

یک گوشه نهان با غم ، در بین کفن پیچید

یک لحظه خداحافظ، گفتی و علی جان داد

با پیکر بی جانت ، هی حرف زد و گریید

بعد از تو جهان گویی ، در چشم علی تار و

تاریکی مطلق شد ، خورشید نمی تابید

بعد از تو، خودت دیدی ، مولا کمرش خم شد

یک عمر علی بی تو، پژمرد و نمی خندید

#موج





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها : موج،عشق،شعر،زهرا،فاطمه،حیدر،علی،حسن،حسین،زینب،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 اسفند 1396 :: نویسنده : محمد جواد ترکان(موج)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

♥ دلنوشته های مردی عاشق فارغ از هر گونه تکلف ♥
{شعر ها تمامی سروده های من بوده و اگر کسی بدون ذکر منبع اصلی کپی کند کار او غیر قانونی است}
شاعری انتخاب من نبود تا چشمم به چشمانت افتاد تا به خود آمد شاعر بودم مگر می توان چشمان تو را دید و شاعر نشد.........
مدیر وبلاگ : محمد جواد ترکان(موج)
نظرسنجی
نظرتون راجع به شعرام چیه؟؟؟؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :